سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

248

طب در دوره صفويه ( فارسى )

رحم و دهانه آن از نظر نقشى كه در توليد مثل ايفاء مىكردند توجه مخصوص محققين و نويسندگان كتب طبى را به خود جلب كرده و مطالب متنوع و فراوانى دربارهء آن نوشته شده است . جرجانى در اين باره مىنويسد : « رحم در وهلهء اول يك عضو توليد مثل است » به اين ترتيب پزشكان دوره صفويه آن را مشابه اندام توليد مثل مرد تصور مىكردند به علاوه چون بر ايشان مسلم بود كه مرد و زن نقش مساوى در توليد مثل دارند پس الزاما هريك از اندام‌هاى توليد مثل مردمى بايست مشابهى در زن داشته باشد . بر اين مبنا و با توجه به شكل ، اندازه و موضع رحم آن را مشابه كيسه بيضه‌هاى مرد و حد فاصل بين دهانه رحم تا فرج يعنى عنق الرحم و همان بخشى را كه در زبان انگليسى Vagina مىناميد معادل ذكر مردمى دانستند . طبيعى است كه تشابه بين اين اندام‌ها كامل نبود براى مثال تخمدان‌هاى زن در خارج از رحم ( يا كيسه خود ) قرار داشتند درحالىكه در مردها بيضه‌ها در داخل كيسه خود بودند . نظريهء تشابه اندام‌ها وقتى بيشتر قوت مىگرفت كه مىپنداشتند بر طول عنق الرحم به هنگام هم‌آغوشى همانند ذكر مرد افزوده مىشود . توضيحاتى كه دربارهء گردن رحم و رقبة الرحم در كتب فارسى داده شده است كاملا صحيح مىباشند به علاوه اين قسمت‌ها را به راحتى مىشد معاينه و يا احساس كرد . گردن رحم را اندامى وعائى با فيبرهاى عضله‌اى فراوان مىدانستند و معتقد بودند كه بخش داخلى اين عضو اغلب نرم است ولى به تدريج نرمى خود را از دست مىدهد تا سرانجام به مثابه غضروف سخت مىگردد و اين حالت براى دوران باردارى يك حالت طبيعى محسوب مىشود . رقبة الرحم را نيز يك عضو عضلانى ولى فاقد حس لامسه مىدانستند و آن را تنها عضوى تصور مىكردند كه توسط يك عصب مخصوص مستقيما به مغز مربوط مىشود . ما مىدانيم كه طب جديد معتقد به وجود يك چنين عصبى نيست ولى متخصصين علم الامراض ايرانى به وجود آن اعتقاد داشتند زيرا از اين طريق مىتوانستند توضيحاتى براى بيمارىهائى نظير هيسترى و ساير بيمارىهاى ناشى از رحم ارائه بدهند . در توضيح جسم رحم بود كه دامنهء خيالپردازىها نيز وسعت مىگرفت . براى مثال سيوطى « 7 » مىنويسد : « خداوند متعال در رحم زن دو شاه نشين تعبيه كرده است كه يكى در سمت راست و ديگرى در سمت چپ قرار دارد « 8 » » و جرجانى هم مىگويد كه « در رحم نابالغ دو زائده تكامل نيافته وجود دارد كه تا بالغ نشود كامل نمىشوند ، درست همانند پستان‌ها كه اندازه آن‌ها پس از رسيدن به سن بلوغ به حد نهائى خود مىرسد . رحم نابالغ و زائده‌هاى آن جمعا از مثانه كوچكترند ولى وقتى زمان قاعدگى فرا رسيد فضاى داخل رحم به اندازه مثانه مىشود و وقتى حاملگى حادث شد رحم از مثانه بزرگتر مىشود » . « 9 »

--> ( 7 ) - جلال الدين محمد سيوطى ( مترجم ) ( 8 ) - منظور سيوطى كاملا مىتواند تخمدان‌هاى زن باشد ( مترجم ) ( 9 ) - توضيحات جرجانى نيز دور از هر نوع تخيلى و منطبق با واقعيات به نظر مىرسد ( مترجم )